📌 مارون در آستانه خروج از بوشهر؛ تصمیمی برای بهینهسازی سرمایه یا تأمین نقدینگی پروژههای توسعهای؟!
گزارش اختصاصی پتروشیمینیوز اظهارات مدیرعامل پتروشیمی مارون در مجمع عمومی سالیانه این شرکت برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفندماه ۱۴۰۴ درباره بررسی امکان خروج از سهامداری پتروشیمی بوشهر، بار دیگر موضوع نحوه تخصیص سرمایه در یکی از بزرگترین شرکتهای پتروشیمی کشور را به کانون توجه سهامداران و فعالان صنعت تبدیل کرده است؛ تصمیمی که […]
گزارش اختصاصی پتروشیمینیوز
اظهارات مدیرعامل پتروشیمی مارون در مجمع عمومی سالیانه این شرکت برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفندماه ۱۴۰۴ درباره بررسی امکان خروج از سهامداری پتروشیمی بوشهر، بار دیگر موضوع نحوه تخصیص سرمایه در یکی از بزرگترین شرکتهای پتروشیمی کشور را به کانون توجه سهامداران و فعالان صنعت تبدیل کرده است؛ تصمیمی که در صورت تحقق، پرسشهای جدی درباره زمانبندی و منطق اقتصادی این خروج ایجاد خواهد کرد.
مدیرعامل پتروشیمی مارون در جلسه پرسش و پاسخ مجمع اعلام کرد که با توجه به مشکلات سنواتی پتروشیمی بوشهر، ارزیابی سهام این شرکت، برآورد مخارج تکمیل طرح و سودآوری آتی آن در دستور کار قرار گرفته و سناریوهای مختلفی از جمله اصلاح شرایط و حتی خروج از سهامداری در حال بررسی است. به گفته وی، مارون با در اختیار داشتن ۴۰ درصد سهام بوشهر، از قدرت مدیریتی متناسب با یک سهامدار کنترلی برخوردار نیست و همین موضوع یکی از ملاحظات مدیریت برای بررسی این سرمایهگذاری است.
اما نکته قابل تأمل آنجاست که این بحث دقیقاً در مقطعی مطرح شده که پتروشیمی بوشهر پس از سالها اجرای پروژه، وارد مرحلهای متفاوت از حیات خود شده است.
● بررسی و ارزیابی مزیتهای راهبردی پتروشیمی بوشهر
پتروشیمی بوشهر یک زنجیره متنوع پتروشیمی از شیرینسازی گاز و استحصال اتان تا تولید متانول، الفین و مونو اتیلن گلایکول را دربرمیگیرد و در ادامه، واحد HDPE نیز بهعنوان حلقه پاییندستی این زنجیره در حال تکمیل است.
فاز دوم پتروشیمی بوشهر در بهمنماه ۱۴۰۴ رسماً به بهرهبرداری رسید؛ فازی که شامل واحدهای الفین، MEG و یوتیلیتی آفسایت است و برای اجرای آن در مجموع حدود یک میلیارد دلار سرمایهگذاری شده است.
واحد الفین با ظرفیت سالانه یک میلیون و ۹۰ هزار تن و واحد MEG با ظرفیت ۵۵۴ هزار تن در سال وارد مدار شدهاند. بر اساس اعلام شرکت ملی صنایع پتروشیمی، خوراک الفین از واحد استحصال اتان خود مجتمع تأمین میشود و بخشی از اتیلن تولیدی، علاوه بر مصرف در واحدهای MEG و HDPE، برای فروش به سایر مجتمعهای پتروشیمی در نظر گرفته شده است.
از طرفی، این مجتمع بزرگ پتروشیمی با قرارگیری در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و برخورداری از زیرساختهای منطقه، از مزیتهای عملیاتی و لجستیکی مناسبی برخوردار است. همچنین با بهرهبرداری از یوتیلیتی آفسایت، زیرساختهای مورد نیاز برای فعالیت واحدهای جدید تقویت شده و تمرکز شستان بر پایداری تولید و تکمیل طرحهای توسعهای، چشمانداز عملیاتی مجتمع را بهبود داده است.
همین تغییر وضعیت، زمان مطرحشدن خروج مارون را به موضوعی قابل تأمل تبدیل میکند!
● آیا زمان خروج، نقطه مناسبی انتخاب شده است؟!
مارون طی سالهای گذشته بخش قابل توجهی از منابع خود را در پتروشیمی بوشهر درگیر کرده است؛ سرمایهگذاریای که همزمان با تأخیرهای پروژه، مشکلات تأمین مالی و چالشهای عملیاتی، با انتقاد بخشی از سهامداران نیز مواجه بوده است.
اکنون اما بخش مهمی از این مسیر پشت سر گذاشته شده و واحدهای اصلی فاز دوم به بهرهبرداری رسیدهاند.
در چنین شرایطی، پرسش مهم این است که آیا خروج از این سرمایهگذاری در مقطع فعلی، بهترین زمان برای سهامدار مارون محسوب میشود؟
اگر قرار باشد یک دارایی پس از سالها تحمل ریسک ساخت، تأخیر و هزینههای سرمایهای، درست در آستانه نمایان شدن ظرفیت عملیاتی و سودآوری خود واگذار شود، طبیعتاً باید درباره ارزشگذاری آن و قیمت خروج حساسیت بیشتری به خرج داد.
● مارون؛ شرکتی با فهرستی از پروژههای سرمایهبر!
از سوی دیگر، نمیتوان فشار سرمایهگذاری مارون را نادیده گرفت. این شرکت همزمان پروژههای متعددی را در دست اجرا یا توسعه دارد؛ پروژههایی که برای تکمیل زنجیره ارزش و افزایش ظرفیت تولید، به منابع مالی قابل توجه نیاز دارند.
در مجمع اخیر نیز موضوع افزایش سرمایه و تأمین منابع برای طرحهای توسعهای مطرح شد و مدیریت درباره وضعیت پروژههایی نظیر سلمان فارسی، پروژههای زنجیره ارزش و سایر طرحهای توسعهای توضیحاتی ارائه کرد.
بنابراین از منظر مدیریت سرمایه، خروج از یک سرمایهگذاری غیرکنترلی میتواند در ظاهر به آزادسازی منابع و تمرکز بیشتر مارون بر پروژههایی منجر شود که شرکت در آنها نقش مدیریتی و کنترلی بیشتری دارد.
اما همین موضوع، یک پرسش دیگر را پیش روی سهامداران قرار میدهد:
آیا فروش احتمالی ۴۰ درصد پتروشیمی بوشهر صرفاً یک تصمیم استراتژیک برای بهینهسازی پرتفوی است یا میتواند بخشی از برنامه تأمین منابع مالی برای پروژههای پرهزینه مارون باشد؟!
در شرایط فعلی نمیتوان پاسخ قطعی به این پرسش داد؛ با این حال، همزمانی بحث خروج از بوشهر با نیاز مارون به منابع مالی برای طرحهای توسعهای، بدون تردید موضوعی است که باید با دقت بیشتری از سوی سهامداران و تحلیلگران بررسی شود.
● جمعبندی نهایی پتروشیمینیوز
خروج از پتروشیمی بوشهر میتواند برای مارون تصمیمی منطقی در راستای تمرکز منابع بر پروژههای تحت کنترل و کاهش تعهدات سرمایهای باشد؛ اما زمان این تصمیم و ارزشگذاری سهم ۴۰ درصدی بوشهر، دو متغیر تعیینکننده در قضاوت درباره آن خواهند بود.
بوشهر امروز با بوشهر چند سال قبل تفاوت دارد؛ الفین و MEG وارد مدار شدهاند، زنجیره تولید مجتمع گستردهتر شده و بخش مهمی از ریسک ساخت پروژه پشت سر گذاشته شده است.
از همین رو، انتظار میرود پیش از هرگونه تصمیم نهایی درباره واگذاری سهام، ارزش اقتصادی روز بوشهر، هزینههای تکمیل پروژههای باقیمانده، چشمانداز سودآوری و جریان نقدی آتی و همچنین قیمت پیشنهادی برای واگذاری ۴۰ درصد سهام مارون بهصورت شفاف برای سهامداران تشریح شود.
در نهایت، پرسش اصلی از مدیریت مارون؛ منطق و توجیه اقتصادی پروژهها و تملک سهام شرکتها چیست؟!
در حالی پتروشیمی مارون طی سالهای اخیر به سمت توسعه فعالیتهای سرمایهگذاری و خریدهای مالکیتی حرکت کرده است که درباره منطق اقتصادی و توجیه برخی از این تصمیمات، همچنان پرسشهایی برای سهامداران و فعالان بازار وجود دارد.
بهعنوان نمونه، منطق و توجیه اقتصادی خرید پتروشیمی ابنسینای همدان توسط مارون چه بوده است؟! این معامله با چه ارزشگذاری، چه نرخ بازده مورد انتظار و با چه افق زمانی برای بازگشت سرمایه انجام شده و اساساً چه مزیت استراتژیکی برای مارون ایجاد میکند؟
از سوی دیگر، درباره حضور و نقش آقای عباسنژاد در برخی خریدها و معاملات مالکیتی مارون در دوره مدیریت امین امرایی نیز پرسشهایی مطرح است؛ موضوعی که با توجه به حساسیت معاملات شرکتهای بورسی، نیازمند توضیح روشن درباره نقش، جایگاه و حدود مسئولیت وی در این فرآیندهاست. بدیهی است طرح این پرسش به معنای انتساب تخلف یا ایراد به هیچ فردی نیست، بلکه صرفاً مطالبهای برای شفافیت بیشتر در معاملات مالکیتی یک شرکت بزرگ بورسی است.
در بخش دیگری از فعالیتهای مارون، موضوع قرارداد خوراک نیز محل پرسش است. براساس شنیدهها، در قرارداد خوراک مارون با پتروناد آسیا، نرخ خوراک بهصورت ثابت تعیین شده است؛ در حالی که این پرسش مطرح است که آیا مبنای منطقی و اقتصادی قرارداد، محاسبه نرخ بر اساس قیمت روز و شرایط جاری بازار نبوده است؟
در صورت صحت چنین موضوعی، تفاوت میان نرخ قراردادی و نرخ روز میتواند در طول زمان اثر قابل توجهی بر بهای تمامشده خوراک و در نهایت سودآوری شرکت داشته باشد؛ بنابراین ضروری است جزئیات این قرارداد، مبنای تعیین نرخ خوراک، مدت قرارداد و سازوکار تعدیل قیمت برای سهامداران روشن شود.
اما پرسش درباره منطق اقتصادی تصمیمات مارون تنها به خریدهای مالکیتی و قراردادهای خوراک محدود نمیشود. تعریف این حجم از پروژههای توسعهای نیز این سؤال را ایجاد میکند که آیا از ابتدا بر مبنای یک نقشه راه مشخص، اولویتبندی سرمایهگذاری و نرخ بازده قابل دفاع انجام شدهاند؟
پروژههایی با صدها میلیون یورو سرمایهگذاری، پیش از ورود به مرحله اجرا بر اساس چه شاخصهایی از جمله نرخ بازده داخلی، دوره بازگشت سرمایه، تأمین خوراک، ریسک اجرا و زمان رسیدن به جریان نقدی ارزیابی شدهاند و آیا زمانبندی بازگشت سرمایه آنها با توان نقدینگی مارون همخوانی داشته است؟!
اکنون که مارون از یکسو برای پیشبرد طرحهای توسعهای خود به افزایش سرمایه ۳۳۵ درصدی رسیده و از سوی دیگر موضوع خروج از سهامداری ۴۰ درصدی پتروشیمی بوشهر را مطرح کرده، انتظار میرود مدیریت مارون شفاف و صریح توضیح دهد که این حجم از پروژهها، خریدهای مالکیتی و قراردادهای مهم بر چه مبنای اقتصادی و با چه اولویتی تعریف و اجرا شدهاند و چه زمانی قرار است سرمایههای صرفشده را به شرکت بازگردانند.
چرا که صرف تعدد پروژهها، خرید شرکتها و توسعه سبد سرمایهگذاری نمیتواند نشانه توسعه باشد؛ آنچه برای سهامدار اهمیت دارد، بازده سرمایه، دوره بازگشت منابع، کیفیت تصمیمات سرمایهگذاری و میزان فشاری است که این تصمیمات بر نقدینگی شرکت وارد میکنند.
#پتروشیمی_نیوز
#پتروشیمی_مارون




