📌 سه روایت متفاوت از وضعیت فروش نفت ایران!/ شرایط مبهم صادرات نفت کشور
رئیسجمهور پزشکیان با اشارهای صریح به واقعیتهای درآمدی کشور، پرده از یکی از چالشهای اساسی و مزمن اقتصاد ایران برداشت: «ما نفت را حدود ۷۵ دلار میفروختیم، حالا میفروشیم ۵۰ دلار؛ این یعنی ۲۵ دلار کمتر» این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که پیشتر رئیس سازمان برنامه و بودجه نیز در یک برنامه تلویزیونی اذعان […]
رئیسجمهور پزشکیان با اشارهای صریح به واقعیتهای درآمدی کشور، پرده از یکی از چالشهای اساسی و مزمن اقتصاد ایران برداشت:
«ما نفت را حدود ۷۵ دلار میفروختیم، حالا میفروشیم ۵۰ دلار؛ این یعنی ۲۵ دلار کمتر»
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که پیشتر رئیس سازمان برنامه و بودجه نیز در یک برنامه تلویزیونی اذعان کرده بود سال جاری، بدترین سال فروش نفت ایران از منظر درآمدی بوده است؛ واقعیتی که آثار آن بهروشنی در ارقام بودجه سال آینده و کسریهای فزاینده دولت قابل مشاهده است.
با این حال، تنها چند روز پس از این مواضع، محسن پاکنژاد وزیر نفت، روایتی متفاوت ارائه میدهد و تأکید میکند که حجم فروش نفت تقریباً در سطح گذشته حفظ شده و کاهش معناداری در صادرات رخ نداده است.
به نظر میرسد گره اصلی این تناقض، در خلط عامدانه یا غیرعامدانه دو مفهوم «حجم فروش» و «درآمد حاصل از فروش» نهفته باشد. حتی اگر فرض شود حجم صادرات نفت تغییر محسوسی نداشته، افت قابل توجه قیمت فروش، تخفیفهای سنگین، هزینههای بالای دور زدن تحریمها و محدودیتهای نقلوانتقال پول، عملاً درآمد واقعی نفت را بهشدت کاهش داده است.
وقتی رئیسجمهور از فروش نفت با ۲۵ دلار ارزانتر سخن میگوید و سازمان برنامه و بودجه از بدترین سال فروش نفت از منظر درآمدی صحبت میکند، در این میان تأکید صرف بر «ثبات حجم صادرات» از سوی وزیر نفت نهتنها تصویر دقیقی از واقعیت شرایط فعلی اقتصاد کشور منعکس نمی کند بلکه افکار عمومی را با ابهام، تردید و پرسشهای جدی درباره کارآمدی سیاستهای نفتی دولت مواجه میسازد.
پرسش اساسی که انتظار میرود وزارت نفت پاسخی شفاف و قانعکننده برای آن داشته باشد این است:
اگر وضعیت فروش نفت مطلوب است، چرا اثر آن نه در بودجهریزی کشور دیده میشود، نه در معیشت مردم و نه در کاهش فشارهای اقتصادی؟!
و اگر چنین نیست، چرا اظهارات رسمی وزیر نفت تنها بخشی از واقعیت مبهم صادرات نفت را بازگو میکند؟!




