📌 صرفهجویی ارزی یا فشار پنهان بر مصرفکننده ؟! چند پرسش مهم از مدیرعامل پالایش و پخش، پیرامون آمارهای جدید سوخت گازوئیل…
اظهارات محمدصادق عظیمی فر مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی درباره کاهش مصرف و صرفهجویی یک میلیارد دلاری در واردات گازوئیل، در نگاه اول خبر مثبتی برای اقتصاد انرژی کشور به نظر میرسد؛ اما این آمارها بدون شفافسازی درباره پشتصحنه آنها، پرسشهای مهمی ایجاد میکند! نخست آنکه کاهش مصرف همیشه به معنای افزایش […]
اظهارات محمدصادق عظیمی فر مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی درباره کاهش مصرف و صرفهجویی یک میلیارد دلاری در واردات گازوئیل، در نگاه اول خبر مثبتی برای اقتصاد انرژی کشور به نظر میرسد؛ اما این آمارها بدون شفافسازی درباره پشتصحنه آنها، پرسشهای مهمی ایجاد میکند!
نخست آنکه کاهش مصرف همیشه به معنای افزایش بهرهوری نیست. آیا این افت مصرف نتیجه واقعی بهینهسازی، نوسازی ناوگان و اصلاح فناوری بوده یا حاصل سهمیهبندی پنهان، محدودیت عرضه و فشار قیمتی غیرمستقیم بر مصرفکننده و بخش حملونقل است؟!
در بخش گازوئیل، کاهش ۴ درصدی مصرف در شرایطی اعلام میشود که بخش حملونقل جادهای و صنایع وابسته، همچنان با چالش تأمین سوخت، صفهای طولانی و محدودیت در کارتهای سوخت مواجهاند. این سؤال مطرح است که آیا کاهش واردات، به قیمت کاهش دسترسی واقعی مصرفکنندگان و اختلال در زنجیره تأمین کالا تمام نشده است؟!
از سوی دیگر، کاهش ۲۴ درصدی مصرف نفت سفید و ۱۴ درصدی مصرف LPG نیز نیازمند توضیح دقیقتری است. آیا این ارقام ناشی از توسعه زیرساختهای گازرسانی و بهبود سطح رفاه انرژی است یا نشانهای از کاهش قدرت خرید خانوارها و حذف اجباری برخی مصارف؟
در مورد بنزین نیز کاهش رشد مصرف از ۶ به ۲ درصد، بدون انتشار جزئیات سیاستهای اجراشده، بیشتر شبیه یک عدد کلی است تا یک گزارش شفاف از اصلاح ساختار مصرف!
نکته مهمتر آنکه صرفهجویی ارزی زمانی ارزشمند است که همزمان با آن، بهرهوری انرژی افزایش، کیفیت خدمات حفظ و فشار مضاعفی به تولید و معیشت مردم وارد نشده باشد. در غیر این صورت، صرفهجویی روی کاغذ میتواند به هزینههای پنهان در اقتصاد واقعی منجر شود.
به نظر میرسد اکنون زمان آن رسیده که شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، علاوه بر اعلام درصدهای کلی، دادههای تفصیلی درباره نحوه تحقق این کاهش مصرف، وضعیت تأمین سوخت در استانها، اثر بر حملونقل و صنعت و نیز شاخصهای بهرهوری انرژی را منتشر کند؛ چرا که مدیریت مصرف بدون شفافیت، بیش از آنکه اصلاح ساختاری باشد، شائبه مدیریت دستوری را تقویت میکند.




